OUTLANDISH

عجیب و غریب

منوچهر :
نگه دار
تو رو خدا نگه دار
من نامزد دارم
من بدبخت نامزد دارم
دو ماه دیگه عروسیمه
نگه دار

کاوه :

خفه شو
خفه شو
خفه شو
هی نامزد دارم
نامزد دارم
به درک که نامزد داری
بدبخت بیچاره همین نامزدت ببینه دو روز دیگه پول نداری مث سگ محلت نمی ذاره
کافیه ده روز بیفتی پشت میله های زندون
چنان می شینه واست حساب کتاب میکنه
ببینه زندگی کردن کنارت واسش می صرفه یا نه
دو روز بعدشم یه آدم خرمایه میاد دستشو می گیره عشق و عاشقی از سرش می پره
ماشین زیر پاشو می بینه آب از لک و لوچه ش سرازیر میشه
مرد حسابی !
همه چیو یادش میره
همه چی !


نوشته شده در یکشنبه 23 شهریور 1393 ساعت 11:36 ب.ظ توسط زانکو نامداری نظرات | |

                        متن دکلمه عاشقانه و بسیار زیبا از علیرضا آذر-هم مرگ


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 15 شهریور 1393 ساعت 12:57 ق.ظ توسط زانکو نامداری نظرات | |


نوشته شده در شنبه 1 شهریور 1393 ساعت 03:51 ق.ظ توسط پدرام پوریان نظرات | |


نوشته شده در شنبه 1 شهریور 1393 ساعت 03:46 ق.ظ توسط پدرام پوریان نظرات | |


نوشته شده در شنبه 1 شهریور 1393 ساعت 03:38 ق.ظ توسط پدرام پوریان نظرات | |

چشم بر ندار ازم می پاشه زندگیم
هر کس به جز تو رو انکار می کنم
من عاشق توام اقرار می کنم
اقرار می کنم به یاد تو هنوز
هم سخته خواب شب هم خنده های روز
از تو حواسم و هی پرت می کنم
با قلب بی کسم هی شرط می کنم
برگشتن دیر و دل بستن های زود
باور نمی کنی دست خودم نبود دست خودم نبود
دست خودم نبود ، دست خودم نبود
میشه نگام کنی راحت شه زندگیم
چشم بر ندار ازم می پاشه زندگیم
هر کس به جز تو رو انکار می کنم
من عاشق توام اقرار می کنم
اقرار می کنم به یاد تو هنوز
هم سخته خواب شب هم خنده های روز
از تو حواسم و هی پرت می کنم
با قلب بی کسم هی شرط می کنم

**


نوشته شده در سه شنبه 21 مرداد 1393 ساعت 03:59 ق.ظ توسط پدرام پوریان نظرات | |

یادت باشه تا خودت نخوای هیـچ کس نمیتونه زندگیتو خراب کنه!

یادت باشه که آرامش رو باید تو وجود خودت پیدا کنی!

یادت باشه خدا همیشه مواظبته!

یادت باشه همیشه ته قلبت یه جایی برای بخشیدن آدما بگذاری!

گوش كن برات خوبه!

منتظر هیچ دستی در هیچ جای این دنیا نباش،
اشکهایت را با دستهای خودت پاک کن،
همه رهگذرند!

زبان استخوانی ندارد اما آنقدر قوی هست که بتواند قلبی را بشکند،
مراقب حرفهایمان باشیم!

به کسانی که پشت سر شما حرف میزنند بی اعتنا باشید،
آنها به همانجا تعلق دارند،
یعنی دقیقا پشت سر شما!

گاهی در حذف شدن كسی از زندگیتان حكمتی نهفته است،
اینقدر اصرار به برگشتنش نکنید!

آدما مثل عکس هستن،
زیادی که بزرگشون کنی کیفیتشون میاد پایین!

زندگی کوتاه نیست،
مشکل اینجاست که ما زندگی را دیر شروع میکنیم!

دردهایت را دورت نچین که دیوارشوند،
زیرپایت بچین که پله شوند!

هیچوقت نگران فردایت نباش،
خدای دیروز و امروزت فردا هم هست!

ما اولین دفعه است که تجربه بندگی داریم ولى او قرنهاست که خداست…..

             امروزت قشنگ 

نوشته شده در دوشنبه 20 مرداد 1393 ساعت 05:12 ب.ظ توسط پدرام پوریان نظرات | |

هرگز هیچ حسرتی در دنیا
این چنین یکجا جمع نمی شود
که در این سه واژه ی کوتاه :

" او دوستـم نـدارد! "

- سر والتر اسکات


نوشته شده در دوشنبه 20 مرداد 1393 ساعت 05:04 ب.ظ توسط پدرام پوریان نظرات | |

ﺧﻮﺏِ ﻣﻦ ، ﻫﻨﺮ ﺩﺭ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﻫﺎﺳﺖ ...
ﺯﯾﺎﺩ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺑﻪ ﻫﻢ ﻣﯽ ﺳﻮﺯﯾﻢ ﻭ ﺯﯾﺎﺩ ﺩﻭﺭ ﺍﺯ ﻫﻢ ﯾﺦ ﻣﯽ ﺯﻧﯿﻢ .
ﺗﻮ ، ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺁﻧﮑﺴﯽ ﺑﺎﺷﯽ ﮐﻪ ﻣﻦ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻢ ، ﻭ ﻣﻦ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺁﻧﮑﺴﯽ ﺑﺎﺷﻢ ﮐﻪ ﺗﻮ
ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﯽ .
ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺍﺯ ﻣﻦ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﺑﺴﺎﺯﯼ ﯾﺎ ﮐﻤﺒﻮﺩﻫﺎﯾﺖ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﯾﺎ ﺁﺭﺯﻭﻫﺎﯾﺖ .
ﻣﻦ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺧﻮﺩﻡ ﺑﺎﺷﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮ ﻭ ﺗﻮ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﺎﺷﯽ ﻭ ﺑﺸﻮﯼ ﺑﺮﺍﯼ
ﻣﻦ ....
ﺧﻮﺏ ِ ﻣﻦ ، ﻫﻨﺮ ﻋﺸﻖ ﺩﺭ ﭘﯿﻮﻧﺪ ﺗﻔﺎﻭﺕ ﻫﺎﺳﺖ ﻭ ﻣﻌﺠﺰﻩ ﺍﺵ ﻧﺎﺩﯾﺪﻩ ﮔﺮﻓﺘﻦ
ﮐﻤﺒﻮﺩﻫﺎ . . .
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺳﺖ ﺩﯾﮕﺮ ...
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﺭﻧﮓﻫﺎﯾﺶ ﺟﻮﺭ ﻧﯿﺴﺖ ،
ﻫﻤﻪ ﺳﺎﺯﻫﺎﯾﺶ ﮐﻮﮎ ﻧﯿﺴﺖ ،
ﺑﺎﯾﺪ ﯾﺎﺩ ﮔﺮﻓﺖ ﺑﺎ ﻫﺮ ﺳﺎﺯﺵ ﺭﻗﺼﯿﺪ ،
ﺣﺘﯽ ﺑﺎ ﻧﺎﮐﻮﮎ ﺗﺮﯾﻦ ﻧﺎﮐﻮﮐﺶ،
ﺍﺻﻼ ﺭﻧﮓ ﻭ ﺭﻗﺺ ﻭ ﺳﺎﺯ ﻭ ﮐﻮﮐﺶ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﮐﻦ،
ﺣﻮﺍﺳﺖ ﺑﺎﺷﺪ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﺮﻧﻤﯽ ﮔﺮﺩﺩ،
ﺑﻪ ﻓﺮﺻﺖ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻣﺜﻞ ﺑﺎﺩ ﻣﯽ ﺁﯾﻨﺪ ﻭ ﻣﯽ ﺭﻭﻧﺪ ﻭ ﻫﻤﯿﺸﮕﯽ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ ،
ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺳﺎﻟﻬﺎ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺳﺮﻋﺖ ﺑﺮﻕ ﮔﺬﺷﺘﻨﺪ،
ﺑﻪ ﺟﻮﺍﻧﯽ ﮐﻪ ﺭﻓﺖ،
ﻣﯿﺎﻧﺴﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺭﻭﺩ،
ﺣﻮﺍﺳﺖ ﺑﺎﺷﺪ ﺑﻪ ﮐﻮﺗﺎﻫﯽ ﺯﻧﺪﮔﯽ،
ﺑﻪ ﺯﻣﺴﺘﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺭﻓﺖ ،
ﺑﻬﺎﺭﯼ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﺩ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﮐﻢ ﮐﻢ،
ﺭﯾﺰ ﺭﯾﺰ،
ﺁﺭﺍﻡ ﺁﺭﺍﻡ،
ﻧﻢ ﻧﻤﮏ...
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺁﺳﺎﻧﯽ ﻣﯽ ﮔﺬﺭﺩ.
ﺍﺑﺮﻫﺎﯼ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮔﺎﻫﯽ ﻣﯽ ﺑﺎﺭﺩ ﮔﺎﻫﯽ ﻫﻢ ﺻﺎﻑ ﺍﺳﺖ،
ﺑﺪﻭﻥ ﺍﺑﺮ ﺑﺪﻭﻥ ﺑﺎﺭﻧﺪﮔﯽ

نوشته شده در یکشنبه 19 مرداد 1393 ساعت 10:47 ب.ظ توسط زانکو نامداری نظرات | |

ترانه ی جدید مهرزاد امیرخانی با صدای علی عباسی
ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 18 مرداد 1393 ساعت 01:16 ق.ظ توسط زانکو نامداری نظرات | |

من “کوهی” از دردم

بـــیا مرا در آغــوش بـــگیر

بــگذار تـــمام غم هایم در عــظمت آغوشت “کاه” شـــود… !

نوشته شده در شنبه 18 مرداد 1393 ساعت 01:09 ق.ظ توسط زانکو نامداری نظرات | |

مرهم دَرد مـَـرد ،گریه کردن نیست . . .
در آغوش گرفتن یا در آغوش رفتن نیست !
مرد که دَرد دارد پاهایش به کار می افتد . . .
قدم می زند و پا میگذارد بر همه چیز !
ترجیح میدهد به جز خودش با کسی حرف نزند . . .
مرد که غمگین است با خودش زمزمه می کند،
ناگفته های انباشته شده در ذهن و دلش را !
ولی افسوس . . .
پیاده روی ام را به حساب سرخوشی گذاشتند و . . .
با خود حرف زدنم را دیوانگی !
به راستی دَرد مـَـرد را کسی نمی فهمد . . .
حتی مـَـرد دیگری !
روی صحبتم با شماست آقا پسر! 
چرا فکر می کنی چون پسری باید همیشه ناز بخری؟
همیشه باید منت کشی کنی؟! 
عزیز من! یاد بگیر که دنیا دست توئه! 
یاد بگیر که به خاطر یه دختر اون غرور لعنتیت رو زیر پا نذاری! 
عاشق کی داری میشی؟! 
عاشق یکی که هنوز نمیدونه واسه چی تورو دوست داره؟ 
بخاطر مرد بودنت؟ یا بخاطر برطرف کردن نیازهای خودش؟! 
به خاطر این که از مرد ؛ نامرد مارک دار میسازه؟ 
کجا نوشته که باید ظاهرت رو به خاطر حرف یک دختر عوض کنی؟ 
اونم بر طبق میل اون! 
خودت باش . . . ! مرد باش و افتخار کن که مردی . . . 
همین !
به سلامتی مردای مرد ... نه زن نماهای امروزی ...

نوشته شده در شنبه 18 مرداد 1393 ساعت 12:35 ق.ظ توسط زانکو نامداری نظرات | |

 اون که "نــــــــــــفســــــــــــش " رو ول 
کرد روزی نفس مصــــــــــــنوعیشم ول میکنه 
دلت رو صابون نزن .........

نوشته شده در جمعه 10 مرداد 1393 ساعت 12:18 ق.ظ توسط زانکو نامداری نظرات | |

میدانید ﺩﺭ ﻗﻄﺐ ﺷﻤﺎﻝ ﮔﺮﮒ ﻫﺎ ﺭﺍ چگونه ﺷﮑﺎﺭ میکنند ؟

رﻭﯼ ﺗﯿﻐﻪ ﺍﯼ برنده مقداری ﺧﻮﻥ میریزند ﻭ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻗﺎﻟﺐ ﯾﺨﯽ ﻗﺮﺍﺭ داده ﻭ ﺩﺭ ﻃﺒﯿﻌﺖ ﺭﻫﺎ میکنند ...

ﮔﺮﮒ ﺁﻥ ﺭﺍ میبیند و ﺧﻮﻥ ﺭﺍ ﻟﯿﺲ ﻣﯿﺰﻧﺪ ...

ﯾﺦ روی تیغه کم کم ﺁﺏ میشود ﻭ ﺗﯿﻐﻪ ی تیز ،ﺯﺑﺎﻥ ﮔﺮﮒ ﺭﺍ میبُرد ...
ﮔﺮﮒ ﺧﻮﻥ ﺑﯿﺸﺘﺮﯼ میبیند ﻭ به ﺗﺼﻮﺭ و خیال این که ﺷﮑﺎﺭ و طعمه ﺧﻮﺑﯽ پیدا کرده ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻟﯿﺲ میزند ؛اما نمیداند یا نمیخواهد بداند که با آن حرص وصف ناشدنی و شهوت سیری ،دارد ﺧﻮﻥ ﺧﻮﺩش ﺭﺍ میخورد !
ﺁﻥ ﻗﺪﺭ ﺍﺯ ﮔﺮﮒ ﺧﻮﻥ میرود تا به دست خودش کشته میشود ...

نه گلوله ای شلیک میشود و نه نیزه ای پرتاب !

اما گرگ با همه غرورش سرنگون میشود !

"مراقب باش که داری به چه هدفی و چه روشی به امید رسید%:/.,!به چه مقصدی جلو میری و زندگی میکنی"


نوشته شده در پنجشنبه 9 مرداد 1393 ساعت 11:43 ب.ظ توسط زانکو نامداری نظرات | |

هر از گــــــــــــــاهی،

با خواهرت ،
شوخی کن،
دستش بنداز،
بغلش کن،
برو پشت در قایم شو و بترسونش.

داداشتو ،
محکم بزن به سَر شونش،
هواشو داشته باش.

مامانتو ،
قلقلک بده تا از خنده نتونه حرف بزنه،
کاری کن پیش دوستاش پُزتو بده،
کیف کنه از داشتنت.

باباتو ،
بغل کن،
چاییشو تو بده دستش،
بگو برات از تجربه هاش بگه،
بشین پای حرفش،
درد دلش !!!

دوستت،
اگه تنهاست،
اگه غم داره تو دلش،
اگه میبینی زل زده به مانیتورش و هر از گاهی میخنده،
از اون تلخاش،
تو هواشو داشته باش،
تو تنهاش نذار...

باور کن،
روزی هــــــــــــــزار بار میمیره،
کسی که فکر میکنه برای کسی مهم نیست...

هوایِ همو داشته باشیم،
شاید بهـــــــــــتر بشه 
شاید یه روز دیگه وقت نباشه 'اون شخص نباشه 'دیدنش آرزوت بشه!وقت کمه !زندگی کوتاست.....

نوشته شده در چهارشنبه 8 مرداد 1393 ساعت 12:52 ب.ظ توسط زانکو نامداری نظرات | |

●●تصور کن روزی بهم پیام بدی و جواب ندم!
●●زنگ بزنی و تعجب کنی چرا جواب نمیدم
●●و روزی دیگه زنگ بزنی و یکی از خانواده ام جواب بده بگه بفرمایید؟
●●و تو بگی کجایی؟؟!
●●بگه منظورت اون مرحومه؟؟؟؟
●●چیکار میکنی؟ داد میزنی؟ گریه میکنی؟
●●اونوقت میگه امروز 4 روزه دفنش کردیم
●●اون لحظه چی میــــــــگی؟
●●تا وقتی امروز کنارتم سعی کن دوستم داشته باشی
●●چون ممکنه روزی بیاد و من نباشــــــم...
●●دیروز یکی رو دفن کردن امروز یکی و فردا هــــم من...
●●آرررررررررررررررره زندگی همینه .......

نوشته شده در چهارشنبه 8 مرداد 1393 ساعت 12:51 ب.ظ توسط زانکو نامداری نظرات | |

خیلی بده آدم با آهنگای ساسی مانکن گریش بگیره...
نوشته شده در سه شنبه 7 مرداد 1393 ساعت 02:19 ق.ظ توسط زانکو نامداری نظرات | |

عیدتون مبارک !
نوشته شده در یکشنبه 5 مرداد 1393 ساعت 11:09 ب.ظ توسط زانکو نامداری نظرات | |

اگه قلبم شکسته ...
به درک!!!

نوشته شده در چهارشنبه 1 مرداد 1393 ساعت 03:10 ق.ظ توسط زانکو نامداری نظرات | |

_ چی تو رو  بیشتر از همه چی خوشحال می کنه؟!
_ اونو ببینم! صداشو بشنوم! بهش برسم!خودت چی؟!
_ اونو ببینم! صداشو بشنوم! بهش برسم!خخخخخخ
_ نه جدی؟!
_ بهم بگن فقط 24 ساعت زنده ای و هر کاری دووس داری می تونی تواین مدت بکنی و بمیری!
_ خدا نکنه!حالا چه کاری دوس داری؟!
_ چیز زیادی نی!صبح از خواب پاشی ،ببینی عشقت که همیشه زودتر از تو پا میشه خوابه، براش صبحونه آماده کنی، بعد بیدارش کنی، بعد ازش بخوای هر خواسته ای داره بگه تا برآوردش کنی واسش، ببریش کوهنوردی!خستش کنی به اندازه ی کافی بعد پاشی باهاش بری خرید، هرچی می خواد براش بخری، غذارو بهترین جای ممکن باش بخوری، شایدم ی خورده ماهیگیری !که امروز یادش بمونه واسه همیشه !آخر وقتم غروب که شد بری کنار ساحل، بشینی باش غروبو ببینی و یه بوس که هیچوقت از یادش نره، شب که شد انقد سفت بغلش کنی که فکر کنه تنها دختر دنیاس!!! آخرشم طوری تو آغوشش آروم بگیری که هیچوقت پا نشی! در کل یه زندگی با آرامش و بدون دغدغه...
_ چقدر پر احساس!اشک تو چشام جمع شد...
_ اگه مرگ آخر این روز به یاد موندنی نباشه همه ی روزای بعد این تو حسرت این روز میگذره! تو حسرت خاطرات این روز و این ینی جهنم روی زمین!ولی اگه بتونی هر روز همینو بسازی براش تو باید خوشحال باشی که داری تو بهشت زندگی می کنی ...


نوشته شده در سه شنبه 31 تیر 1393 ساعت 05:13 ق.ظ توسط زانکو نامداری نظرات | |

چقد زندگیمون شده کاش!!!
تموم بشو هم نی!!!
همش تو فکر خاطرات گذشته ایم و اینطوری داریم ازبین می ریم!
وای ب حال روزیکه این روزامون بشن خاطره واسش!!!

نوشته شده در سه شنبه 31 تیر 1393 ساعت 05:08 ق.ظ توسط زانکو نامداری نظرات | |

دنیا اگه نخواد 
حتی خدا نخواد 
من عاش توام...
از آسمون عشق
سنگم اگه بیاد
من عاشق توام...

نوشته شده در سه شنبه 31 تیر 1393 ساعت 05:06 ق.ظ توسط زانکو نامداری نظرات | |

همیشه در سختی ها به خودم می گفتم. . .
” این نیز بگذرد ”
هنوز هم می گویم . . .
اما حال می دانم آنچه می گذرد عمرِ من است. . .
نه سختی ها.....

نوشته شده در سه شنبه 24 تیر 1393 ساعت 12:00 ب.ظ توسط زانکو نامداری نظرات | |


به قول سقراط
سریع ترین راه برای عوض کردن شخصیت آدما
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
اینه که بهشون بیش از حد توجه کنی!

نوشته شده در سه شنبه 24 تیر 1393 ساعت 04:09 ق.ظ توسط پدرام پوریان نظرات | |


آدم ها " فراموش " نمی کنند ..
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
فقط دیگـــر " ساکت " می شـــوند!


نوشته شده در سه شنبه 24 تیر 1393 ساعت 04:07 ق.ظ توسط پدرام پوریان نظرات | |

خونه ی بی چراغ من از تو همیشه روشنه...
بخشش چندم توه؟! توبه ی چندم منه؟!...
تو بهترین رفیقمی، نمیشه از تو دل جدا...
گمم نکن تو تاریکی دستامو ول نکن خدا...


نوشته شده در سه شنبه 10 تیر 1393 ساعت 11:42 ب.ظ توسط زانکو نامداری نظرات | |

برگشتن های دیر...
دل بستن های زود...
باور نمی کنی!!!
دست خودم نبود! دست خودم نبود! دست خودم نبود!!!


نوشته شده در دوشنبه 9 تیر 1393 ساعت 09:56 ب.ظ توسط زانکو نامداری نظرات | |

از دور میبینمش مجبور میشم بچرخونم

رو مو ازش رد شم

هر روز دلتنگ چشماشم با اینکه میدونم

باید باهاش بد شم

دنیام خالی از احساسه وقتی ازم دوره

این میده آزارم

روزا با فکرش آرومم شبها که میخوابم رویاشو کم دارم

خیلی دوسش دارم اما نمیزارم

دستم واسش رو شه طاقت نمیارم

حس بدی دارم

با من حروم میشه وقتی میاد سمتم چشمامو می بندم

کج میکنم راهو

راحت نمیتونم میخوام بفهمونم اینجوری حرفامو

♫♫♫

هرجا هستی فقط خوش باش این واسه من بسه

وقتی جدا باشی

اینبار تقصیر هیچکس نیست تقدیر ما اینه باید

باید که تنها شیم

شاید دلگیر بشه از من اما بدون شک این بهترین راهه

بغضم میمونه تو سینه دل میکنه میره حس منو داره

دردای من کم نیست حیفه که دنیاشو با غم بسوزونم

حال خودم خوش نیست برعکس رفتارم دلتنگ و داغونم

میبینم اشکاشو بازم باهاش سردم بی اعتنا میرم

هرکاری بود کردم تا باورش این شه ازعاشقی سیرم


نوشته شده در جمعه 6 تیر 1393 ساعت 08:55 ب.ظ توسط زانکو نامداری نظرات | |

خداجون این  آخرا دلش هوایی شده بود
دنباله من نمیگشت دنباله یه گمشده بود

خدا جون عیب نداره گریه هامو بروش نیار
وقتی خواست گریه کنه خداجونم خودت نذار..


نوشته شده در جمعه 6 تیر 1393 ساعت 08:42 ب.ظ توسط زانکو نامداری نظرات | |

شاعر می فرماید:
محبت زیادی بی محلی می آورد و بی محلی محبت زیاد!!!


نوشته شده در چهارشنبه 4 تیر 1393 ساعت 01:13 ب.ظ توسط زانکو نامداری نظرات | |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ



اصراف - دامپزشکی - همیاری | زرین باکس - سیسمونی - بازی - ایران بلاگ